ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 39

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

شخصى و اخلاق و نسب و زندگانى او است ، و جمع آن تراجم مىآيد . و ترجمهء كتاب ؛ فاتحه آن است و در « اقرب » اين زيادتى را دارد كه : جوهرى اين كلمه را در رجم بناء بزيادتى تاء و در « قاموس » در ترجم ذكر كرده است ؛ در فصل تاء از باب ميم انتهى . و در « مستدرك الوسائل 3 : 614 » احوال حضرت شاه عبد العظيم عليه التحية - و التسليم را از رساله‌ئى كه مرحوم صاحب ابن عباد مخصوص احوال آن جناب تأليف كرده ، و نسخه‌اى خطى قديمى از آن به خط بعضى از بنى بابويه كه تاريخ خط سنه 516 و در نزد حاجى بوده نقل مىكند به عين عبارت ؛ تا مىرسد بتأليفات او و مىفرمايد : ( له كتاب يسميه كتاب يوم و ليلة ، و كتب ترجمتها : « روايات عبد العظيم بن عبد اللّه - الحسنى » تا آخر . و از اين عبارت صاحب كه خود در قرن چهارم ، و از فحول ادباء و أهل لغت در زمان خود بوده ، چنين برمىآيد كه ترجمه در آن قرن براى عنوان استعمال مىشده ، زيرا مدلول اين عبارت چنين است كه حضرت شاه عبد العظيم عليه السلام كتابهائى دارد كه عنوان آنها « روايات عبد العظيم - الخ » است ، يعنى در اوائل آنها كه مىخواسته‌اند كتاب معرفى شود ، اين عبارت را مىنوشته‌اند ، و عن‌قريب در لفظ عنوان ؛ ما ذكر مىكنيم كه معنى لغوى عنوان ، هر چيزى است كه ترا بر غير خودش آگاه نمايد ، و فاتحهء كتاب كه در « أقرب » و « المنجد » براى معنى ترجمه نوشته‌اند همين است ، و بنابراين ترجمه بر ذكر سيرت و اخلاق و احوال كسى ، معنى مىدهد و اطلاق آن بر مدلول و مفهوم عنوان درست است . 7 - تصنيف : صنف بكسر و فتح صاد يعنى نوع ، چنان‌كه در « أقرب الموارد » است ، و گويد : اينكه گويند چيزى را تصنيف كرد ، يعنى آن را نوع نوع نمود ، و بعضى را از بعضى ديگر جدا كرد ، و اگر گويند : كتاب را تصنيف كرد ، يعنى : آن را تأليف كرد ، انتهى . و ما قريبا معنى تأليف را بيان كرديم ، و اينك گوئيم كه برحسب لغت ، چون مطالب يك كتاب از جاهائى فراهم مىشود آن را تأليف ، و چون اين فراهم‌شده‌ها هريك در تحت أنواع و اقسامى درمىآيد تصنيف خوانند . و اما اصطلاحا فرق تصنيف و تأليف اين است كه . تأليف كتابى است كه فقط مؤلف آن مطالبى از مواضع متفرقه در آن جمع كند ، و از خود تحقيقات و مطالبى علمى